أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
245
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
[ واژهها ] مفرد ندارند . فارابى در ديوان الادب مىگويد : [ اطريه ] غذايى است كه تركها از گوشت ريزريز شده و فطير بريده شده به نازكى نخ ، تهيه مىكنند . به همين جهت آن را رشته 9 مىنامند . و اما اشارهء صهاربخت درباره [ اطريه ] همچون دارو ، نه غذا يا شيرينى ، او در اين گفته محق نيست . ( 1 ) . قس . ابن سينا ، 73 ؛ بيطار ، 100 . ( 2 ) . يعنى اطريه و اطريه . Lane ، 1852 و لسان العرب ، XV ، 7 : اطرية و اطرية ، وانگهى تلفظ اولى را برتر دانسته است . ( 3 ) . نسخههاى الف و فارسى : اطرين ، نسخهء پ : اطريون - يونانى ( نان قندى ) . ( 4 ) . شاه [ يعنى بهترين ] افروش ؛ فروش يا آفروش حلوايى است كه از آرد ، روغن و عسل تهيه مىشود ؛ I , Vullers ، 44 . ( 5 ) . ملك الاخبصة - « شاه خبيصها » ، نك . يادداشت بعدى . ( 6 ) . خبيص الملك ، خبيص حلوايى است كه از خرما و روغن تهيه مىشود ؛ Lane ، 697 . ( 7 ) . الزلابية - غذاى شيرين كه به اين طريق تهيه مىشود : خمير را به صورت نوارهايى به درازاى يك وجب و به پهناى سه انگشت پهن مىكنند ، سپس در روغن سرخ مىكنند و روى آن شيره مىريزند ؛ بستان 1004 ، قس . I , Dozy ، 598 . ( 8 ) . القطائف - غذايى شيرين از خمير ، قند و بادام ؛ II , Dozy ، 376 . ( 9 ) . رشته . ابن سينا ، 73 نيز همينگونه مىگويد . بوداگوف ، 28 : ارشته . نام تركى اين غذا tutmac است ( فرهنگ تركى قديم ، 592 ) ؛ رادلوف ، III ، 1493 : تتماج . 72 . اظفار الطيب 1 به رومى انخوس 2 ، به سريانى طفرى بسما 3 ، به هندى شاه بسن 4 ، به فارسى ناخن پريان 5 ، ناخن فريگان 6 ، ناخن خوش 7 و ناخن بوا 8 [ ناميده مىشود ] . مسيح مىگويد : اين - تكههايى است كه به ناخن مىماند ، از بخورهاست و صدف 9 حيوان آبى ، شبيه آنچه درون شنك 10 مشهور به سپيدمهره 11 وجود دارد . اين حيوان به سبب چسبناكى خود ، در آب به چوب مىچسبد و آن يكى از انواع [ صدف ] ودع است . حمزه مىگويد : [ ناخن خوشبو ] فلس پوست ميشماهى 12 است .